تبليغاتX
تب تلخ

تب تلخ

انتظار عشق

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390 ساعت 2:50 توسط mahsa mohammad bandari | 

عشق امروز


پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار....
به اندازه یک نگاه...
به اندازه یک لبخند....
تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390 ساعت 2:48 توسط mahsa mohammad bandari | 

ارزو فرینده است و ارزو کننده فریب خورده

امام على علیه السلام می‌فرماید: از آرزوى پوچ و باطل بپرهیزید، زیرا چه بسا كسى كه به امید فردا بوده ولى آنرا پشت سر نگذاشت و چه بسا كسى كه در آغاز شب به او غبطه مى خورند ولى در پایان آن بحال او مى گریند.
ـ از فریبندگى آرزوها بپرهیزید زیرا, بسا آن كه در آرزوى روزى [ بهتر ] بوده ولى آن را در نیافته و بـسا كسى كه خانه اى ساخته اما در آن ننشسته و بسا كسى كه مالى گرد آورده و از آن نخورده است .
ـ آرزو چون سراب است كه بیننده را مى فریبد و امیدوار را مایوس مى سازد.
ـ آرزو، گمراه كننده و فریبنده و زیانبار است .
ـ آرزوها چشمان بصیرتها را كور مى كند.
ـ آرزو مایه چیرگى شیطانها بر دل بى خبران است .
ـ آرزو همواره دروغ مى گوید.
ـ نتیجه آرزومندى تباهى كار است .
ـ آرزو, دل را به گمراهى مى كشاند, وعده دروغ مى دهد, غفلت و بى خبرى بسیار به بار مى آورد و دریغ و حسرت بر جاى مى گذارد.
ـ آرزو عقل را مى برد, وعده پوچ مى دهد, به بى خبرى ترغیب مى كند و دریغ و حسرت به بار مى آورد پس, آرزو را دروغ شمارید, كه آرزو فریبنده است و آرزومند فریب خورده .                                                                                                                  
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ساعت 1:46 توسط mahsa mohammad bandari | 

سخن دل



خيلي سخته كه دلي روبا نگات دزديده باشي

وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي

 خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي اما

وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه

چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه 

خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت 


 ديگه بوسيدن دستات واسه اون بشه عبادت

خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي تا كه بين دوپرستو نباشه هيچ اختلافي

خيلي سخته اونكه ديروز واسش يه رويا بودياز يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته بري يكشب واسه چيدن ستاره ولي تا رسيدي اونجا ببيني روزشد دوباره

خيلي سخته كه من وتو هميشه باهم بمونيم

انقدعاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم  

  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ساعت 1:36 توسط mahsa mohammad bandari | 

دلم خنده می خواهد

گاهی چقدر کم می آورم دستانت را

و نگاهت را که به من می گوید ... دلتنگ من است

گاهی چقدر کم می آورم صدای پایت را

بر سنگفرش دلی که از آنِ توست

گاهی چقدر دلم خنده می خواهد

نه هر خنده ای

خنده ای در جواب خنده های شکفته بر لبت

گاهی چقدر دلم برای تو تنگ است

گاهی که تنهایم

گاهی که افسرده

اسیر غمهایم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ساعت 0:52 توسط mahsa mohammad bandari | 

عکس عاشقانه

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر 1390 ساعت 17:38 توسط mahsa mohammad bandari | 

ادمی دو قلب دارد

قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر.
قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد
همان كه گاهي مي شكند
گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد
گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه
و گاهي هم از دست مي رود
...

با اين دل است كه عاشق مي شويم
با اين دل است كه دعا مي كنيم
با همين دل است كه نفرين مي كنيم
و گاهي وقت ها هم كينه مي ورزيم
...


اما قلب ديگري هم هست.قلبي كه از بودنش بي خبريم
.
اين قلب اما در سينه جا نمي شود
و به جاي اينكه بتپد.....مي وزد و مي بارد و مي گردد و مي تابد
اين قلب نه مي شكند نه ميسوزد و نه مي گيرد
سياه و سنگ هم نمي شود
از دست هم نمي رود


زلال است و جاري
مثل رود و نسيم
و آنقدر سبك است كه هيچ وقت هيچ جا نمي ماند
بالا مي رود و بالا مي رود و بين زمين و ملكوت مي رقصد

اين همان قلب است كه وقتي تو نفرين مي كني او دعا مي كند
وقتي تو بد مي گويي و بيزاري او عشق مي ورزد
وقتي تو مي رنجي او مي بخشد...

اين قلب كار خودش را مي كند
نه به احساست كاري دارد نه به تعلقت
نه به آنچه مي گويي نه به آنچه مي خواهي


و آدمها به خاطر همين دوست داشتني اند
به خاطر قلب ديگرشان
به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390 ساعت 13:2 توسط mahsa mohammad bandari | 

امیدم باش

امیدم باش َ

امید آخرینم باش

و نوشدارو برایم باش

برای این دل ریشم تو مرحم باش

تو با مهرت عزیزم باش

تو عشقم باش

تو تنها در كنارم باش

ولیكن تا دم اخر

كنارم باش

كنارم باش.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390 ساعت 12:47 توسط mahsa mohammad bandari | 

کی فکرشو می کرد

دستت تو دست من
همپای هم رفتن 
با هم 
خطر کردن
کی فکرشو می کرد

نزدیک و هم پرسه
شبی که بی ترسه
من، تو، خدا، هر سه
کی فکرشو می کرد

کی فکرشو می کرد
عاقبت کارو
بعد از یه عمر حسرت
این همه دیدارو

کی فکرشو می کرد
آخر این راهو
پلنگ ناباور
تو بستر ماهو

من عاشقت بودم
تموم این سالا
از اولین دیدار 
تا به همین حالا

من عاشقت بودم
از متن پروانه
از اولین فصل
نگاه دزدانه

حالا تو اینجایی
این کار تقدیره
میدونی که قلبم
دور از تو میمیره

حالا تو بعد از اون
دوران اشک و درد
کنار من 
هستی
کی فکرشو می کرد

کی فکرشو می کرد
عاقبت کارو
بعد از یه 
عمر حسرت
این همه دیدارو

کی فکرشو می کرد
آخر این راهو
پلنگ ناباور
تو بستر ماهو

دستت تو دست من
همپای هم رفتن 
با هم خطر کردن
کی فکرشو می کرد

نزدیک و هم پرسه
شبی که بی ترسه
من، تو، خدا، هر سه
کی فکرشو می کرد

کی فکرشو می کرد
عاقبت کارو
بعد از یه عمر 
حسرت
این همه دیدارو

کی فکرشو می کرد
آخر این راهو
پلنگ ناباور
تو بستر ماهو .

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390 ساعت 11:40 توسط mahsa mohammad bandari | 

دوره ی نامردی

شب است و ماه می رقصد

 

ستاره نور می پاشد

 

نسیم پونه ها عطر شقایق ها

 

ز لب های هوس آلود زنبق بوسه میگیرد.

 

خداوندا تو در قرآن جاویدت به انسان وعده ها دادی

 

تو میگفتی که نامردان بهشتت را نمی بینند

 

من اما دیده ام نامرد نامردی که با خون رگ مردان عالم کاخ ها میسازد

 

خداوندا تو میگفتی اگر ابلیس شهوت بر انسان حکمفرما شد

 

من آن را با صلیب خشم خود مصلوب میسازم

 

من ا...

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390 ساعت 23:34 توسط mahsa mohammad bandari |